آقا رضا همدانی

از دانشنامه‌ی اسلامی

آیت الله العظمی همدانی (۱۲۵۰ - ۱۳۲۲ ق)، فقیه و از مراجع تقلید شیعه در قرن ۱۴ قمری و از شاگردان شیخ انصاری و میرزای شیرازی بود. پس از وفات میرزای شیرازی، مسئولیت زعامت و مرجعیت شیعه بر عهده او قرار گرفت. کتاب «مصباح الفقیه» و «الفوائد الرضویه» از مهمترین آثار اوست.

نام کامل رضا همدانی
زادروز ۱۲۵۰ قمری
زادگاه همدان
وفات ۱۳۲۲ قمری
مدفن سامرا
اساتید

شیخ مرتضی انصاری، میرزا محمدحسن شیرازی، میرزا محمد تقی شیرازی،...

شاگردان

سید محسن امین، محمدجواد بلاغی، آقا بزرگ تهرانی، شیخ علی قمی،...

آثار

الفوائد الرضویه، مصباح الفقیه، ذخیرة الاحکام، الهدایه،...


تحصیلات و استادان

آقا رضا همدانی فرزند محمدهادی، متولد سال ۱۲۵۰ هـ.ق در شهر همدان بود. او بعد از گذراندن دوران کودکی و پرورش یافتن در دامان پدری دانشمند و با تقوا، تحصیل علوم دینی را در حوزه علمیه همدان آغاز نمود.

وی برای تکمیل تحصیلات خویش عازم نجف شد و در درس شیخ مرتضی انصاری حضور یافت. حاج آقا رضا سپس به حلقه درس میرزا محمدحسن شیرازی (۱۲۲۴ـ۱۳۱۲ هـ.ق) پیوست و تلاش‌های شبانه روزی او برای فراگیری دانش و نوشتن تقریرات درس استاد، سبب شد تا به عنوان یکی از شاگردان ممتاز درس میرزای شیرازی شناخته شود.

پس از هجرت میرزای شیرازی به سامرا، بسیاری از شاگردان او به سامرا رفتند. حاج آقا رضا همدانی نیز به سامرا رفت و در درس‌های فقه و اصول او حضور یافت. او در اوائل قرن چهاردهم هجری قمری، به نجف بازگشت و به تدریس علوم اسلامی و هدایت مردم پرداخت.

حاج آقا رضا همدانی در مدت تحصیلات خویش از استادان بزرگواری استفاده نمود، که مشهورترین آن ها عبارتند از:

  1. شیخ مرتضی انصاری
  2. میرزا محمدحسن شیرازی، معروف به میرزای شیرازی
  3. میرزا محمدتقی شیرازی، معروف به «میرزای کوچک»
  4. میرزا حسن فرزند میرزا خلیل طهرانی نجفی
  5. میرزا محمدهاشم خوانساری

مقام مرجعیت

حاج آقا رضا همدانی در اثر تلاش‌های فراوان برای فراگیری دانش، به درجه اجتهاد نائل شد و در استنباط احکام شرعی چنان کوشید که بسیاری از خواص که مقام علمی و معنوی او را می‌شناختند، پس از وفات میرزای شیرازی (۱۳۱۲ هـ.ق)، او را به عنوان فقیه اعلم معرفی کرده‌اند. عده بسیاری مقلد او شدند و از او درخواست فتوا نمودند. فقیه همدان برخلاف میل قلبی، با نوشتن حاشیه بر نجاة العباد، نظرات فقهی خود را برای مقلدان خویش بیان نمود.

در حقیقت، پس از وفات میرزای شیرازی مسئولیت زعامت و مرجعیت شیعه بر عهده مجتهد وارسته همدانی بود. ‌آقا رضا همدانی پس از آن که مرجعیت عامه یافت، ‌هیچ تغییری در زندگی خویش نداد و همچنان بر روال سابق زندگی ساده‌ای داشت. اما دیری نپایید که آن اسوه تقوا و فضیلت بنا به عللی از مسئولیت زعامت و مرجعیت فاصله گرفت و فقط به تدریس مشغول شد.

تدریس و شاگردان

آیت الله سید محسن امین، نویسنده اعیان الشیعه که چندین سال در درس حاج آقا رضا همدانی شرکت کرده و از نزدیک با شیوه زندگی او آشنا بود، در مورد روش استاد در تدریس و زندگی‌ روزانه‌اش، می‌نویسد: «استاد ما هر روز صبح از خانه خود که نزدیک مسجدی بود که امامت جماعت آن را برعهده داشت، ‌به مسجد می‌آمد و بعد از این که تقریباً نیم ساعت منتظر رسیدن شاگردان می‌شد، حدود یک ساعت درباره مطالبی که روز قبل نوشته بود ـ که بعد با عنوان «مصباح الفقیه» چاپ شد ـ برای ما درس می‌گفت و سپس به خانه‌اش می‌رفت و به نوشتن درس روز بعد می‌پرداخت؛ تا این که ظهر می‌شد. سپس استاد به مسجد می‌آمد و نماز را به جماعت می‌خواند و به خانه بازمی‌گشت.

آن گاه همراه خواهرزاده و دامادش، شیخ علی همدانی که در علم و اخلاق به او شباهت زیادی داشت و همچنین برادرزاده‌اش که با او هم خانه بود و برای تحصیل علم از همدان به نجف آمده بود و فرزندش، شیخ محمد غذا میل می‌کرد. غالباً غذای این چهار نفر حاضری بود؛ نان بیات عجمی با مقداری پنیر و سبزی. آن گاه کمی می‌خوابید. بعد از بیدار شدن، مشغول مطالعه و نوشتن درس می‌شد.

در خانه ایشان، کنار در ورودی حجره کوچکی بود که با نردبان داخل آن می‌شدند. آن حجره کوچک اطاق مطالعه این مرد بزرگ بود. گاهی اوقات که من محتاج می‌شدم مساله‌ای از او بپرسم یا معنای عبارتی از نوشته‌هایش را سؤال کنم، نزد او می‌رفتم و می‌دیدم که استاد قلم و کاغذ را در دست گرفته و کتاب‌های جواهر و حدائق و وسائل پیش رویش گشوده است. استاد با دیدن من، کاغذ و قلم را زمین می‌گذاشت و من مسأله را می‌پرسیدم و او جواب می‌داد. هنگامی که گفتگوی ما تمام می‌شد، استاد دوباره کاغذ و قلم را به دست می‌گرفت و من از اتاق خارج می‌شدم.

او تا یک ساعت به غروب همچنان به مطالعه و نوشتن ادامه می‌داد، آن گاه به مسجد می‌رفت و تا رسیدن وقت مغرب، درس می‌گفت. استاد پس از اقامه نماز جماعت مغرب، به حرم مطهر مشرف می‌شد و به زیارت و نماز و دعا می‌پرداخت. گاهی نیز به حجره‌ای که مدفن مرحوم سید جواد عاملی (نویسنده مفتاح الکرامه) است، ‌می‌رفت و بعد از توقف کوتاهی، به خانه‌اش بازمی‌گشت و مشغول مطالعه و نوشتن می‌شد».

آیت الله حاج آقا رضا همدانی در طول زندگی خویش، شاگردان بسیاری را تربیت نمود که هر کدام به نوبه خویش مشعلدار علم و معرفت شدند. اینک به اسامی تعدادی از ستارگان علم و فقاهت که در محضر آقا رضا همدانی نور معرفت یافته‌اند، اشاره می‌کنیم:

  1. سید محسن امین عاملی، نویسنده کتاب ارزشمند و بی‌نظیر اعیان الشیعه
  2. شیخ محمدجواد بلاغی
  3. شیخ علی همدانی، داماد و خواهرزاده او
  4. شیخ علی، فرزند شیخ باقر (نوه صاحب جواهر)
  5. شیخ آقا بزرگ تهرانی، نویسنده کتاب گرانسنگ «الذریعه الی تصانیف الشیعه»
  6. حاج محمدحسن آل کبه بغدادی
  7. سید حسن صدر، نویسنده کتاب تکمله امل الآمل
  8. شیخ محمد آل کاشف الغطاء
  9. شیخ علی قمی، عارف و زاهد مشهور
  10. شیخ ابوالقاسم قمی (خزانه دار حرم حضرت معصومه سلام الله علیها)
  11. شیخ علی حلی
  12. شیخ حسین مغنیه عاملی
  13. شیخ منیر صیداوی
  14. شیخ عبدالحسین کاظمی
  15. شیخ احمد آل کاشف الغطاء
  16. شیخ محمدحسین آل کاشف الغطاء
  17. شیخ جعفر آل الشیخ راضی
  18. سید مشکور طالقانی
  19. سید احمد طالقانی نجفی
  20. میرزا جواد آقا ملکی تبریزی
  21. سید جمال الدین موسوی گلپایگانی
  22. سید حسن حسینی (پسر خاله شیخ آقا بزرگ تهرانی)
  23. سید صالح حلی
  24. شیخ محمدتقی تهرانی مقدس
  25. شیخ محمدحسین اصفهانی غروی کمپانی
  26. سید محمود مرعشی نجفی پدر آیت الله سید شهاب نجفی مرعشی
  27. شیخ محمدرضا اصفهانی، معروف به مسجد شاهی
  28. میرزا صادق خلیلی طهرانی
  29. سید حسین حسینی اشکوری نجفی
  30. شیخ محمدصادق گلپایگانی

از بین این تربیت یافتگان مکتب آن مجتهد وارسته، دو نفر موفق شدند که از آن استاد بزرگ فقه و اصول، اجازه اجتهاد دریافت نمایند که عبارتند از: حاج محمدحسن آل کبه بغدادی و سید محسن امین عاملی.

آثار و تألیفات

آیت الله حاج آقا رضا همدانی علاوه بر تدریس، آثار ارزشمندی نیز تألیف کرد. او با قلمی شیوا اندیشه‌های خود را به رشته تحریر کشید. در این جا به ذکر تألیفات آن متفکر گرانمایه می‌پردازیم:

مصباح الفقیه - یکی از آثار آیت الله العظمی رضا همدانی
  1. ذخیرة الاحکام فی مسائل الحلال والحرام (رساله عملى در عبادات، طهارت، صلاة، زکات، خمس و اعتکاف است.)
  2. الهدایه: این کتاب فقه فارسی است بحث‌های طهارت، صلوه و صوم تا اعتکاف در آن آمده است.
  3. الوجیزه فی الفقه: نسخه‌ای از این کتاب در کتابخانه مرحوم میرزا باقرقاضی در تبریز موجود بود.
  4. الفوائد الرضویه علی الفرائد المرتضویه: این کتاب در علم اصول نگارش یافته است و به عنوان حاشیه بر کتاب فرائد الاصول، نوشته شیخ انصاری است و در سال ۱۳۱۸ هـ.ق در ایران هـ.ق چاپ رسیده است.
  5. تقریرات فقه: حاج آقا رضا همدانی در این اثر مباحثات فقهی استادش، میرزای شیرازی را از اول بیع تا آخر خیارات، نوشته است.
  6. حاشیه بر مکاسب شیخ انصاری قدس سره.
  7. حاشیه بر ریاض المسائل، نوشته سید علی طباطبایی.
  8. حاشیه بر نجاة العباد، تألیف شیخ محمدحسن نجفی (نویسنده جواهرالکلام).
  9. تقریرات اصول: در این کتاب بحث‌های اصول میرزای شیرازی به تقریر درآمده است (از اول بیع تا آخر خیارات در یک مجلد بزرگ‌).
  10. مصباح الفقیه: این اثر ارزشمند که مهم‌ترین تألیف حاج آقا رضا همدانی است، یکی از عمیق‌ترین و شیواترین شرح‌های کتاب شرایع، نوشته محقق اول است. علامه شیخ آقا بزرگ تهرانی در مورد چگونگی نگارش این کتاب می‌گوید: «مولف هر شب یک صفحه از آن را می‌نوشت و هنگام صبح برای شاگردان فرهیخته و اندیشمند خویش، همانند سید محسن امین، سید جمال الدین گلپایگانی، شیخ احمد کاشف الغطاء، و برادرش شیخ محمدحسین، شیخ ابوالقاسم قمی، شیخ علی جواهری، شیخ علی قمی، شیخ عبدالحسین کاظمی، میرزا جواد آقا ملکی تبریزی، شیخ محمدتقی مقدس طهرانی، و این جانب، ‌می‌خواند. سپس نوشتار خویش را در این مجمع علمی حک و اصلاح می‌کرد و گاه دیدگاهش را تغییر می‌داد و گاهی بر آن اصرار می‌ورزید». به همین علت کتاب مصباح الفقیه آکنده از تحقیقات فقهی، اصولی، تفسیری، حدیثی، ادبی و لغوی است و دارای سبکی زیبا و قلمی شیوا می‌باشد. دقت در عمق مطالب، تطبیق فروع بر اصول و دسته‌بندی جالب از دیگر امتیازات این کتاب گرانسنگ است. باب‌های طهارة، صلوة، زکات، خمس، صوم، ‌رهن و اجاره در این مجموعه قبلاً به صورت چاپ سنگی بود و اکنون مدتی است که گروهی دست به تحقیق این کتاب زده‌اند و تاکنون ۸ جلد از آن به چاپ رسیده است.

آراء علمی

آیت الله حاج آقا رضا همدانی، فقیهی صاحب نظر، مجتهدی متتبع و پژوهشگری ژرف اندیش بود و در فقه و اصول نظریات و آراء علمی و تحقیقی برای دانش اندوزان و محققان حوزه‌های علمیه ارائه نموده است. بعضی از نظریات او بدین قرار است:

  • آب نجس تنها با اتصال به آب جاری و یا کثیر پاک نمی‌شود بلکه ممزوج و مخلوط شدن شرط است.
  • مدار حجیت خبر، اطمینان به صدور آن از معصومین علیهم السلام است. بنابراین آنهائی را که اصحاب ما پذیرفته می‌پذیریم و هر کدام را آن ها مردود دانسته‌اند ما هم نمی‌پذیریم.
  • با این که شهرت را حجت نمی‌دانست، ولی سعی می‌کرد با مشهور مخالفت نکند.
  • کتاب «فقه الرضا علیه السلام» را از امام هشتم علیه السلام نمی‌دانست و معتقد بود که اگر مطالب آن از حضرت امام رضا علیه السلام بود آن را افراد متعددی نقل می‌کردند و فقط یک نفر از آن مطلع نمی‌شد. چنان که حدیث سلسله الذهب را افراد بیشماری نوشته و روایت نمودند و همچنین چرا هزار سال از این کتاب خبری نبود و چهار امام بعد از آن حضرت به آن اشاره‌ای نکرده‌اند و شکل بیان و سیاق بعضی کلمات آن بعید می‌نماید که از امام معصوم علیه السلام باشد و بعضی احکام در آن مخالف صریح مذهب است.
  • قائل بود که اگر جایى ضد مأمور به مضیق باشد و ضد آن از عبادات موسع باشد، اگر فعل موسع را انجام دهد صحیح است ولیکن به خاطر تأخیر مضیق، گناه کرده است.

در نظر بزرگان‌

  • سید محسن امین عاملی در وصف آقا رضا همدانی می گوید: «کان عالماً فقیهاً أصولیاً محققاً مدققاً من أفضل تلامیذ المیرزا السید محمدحسن الشیرازی، مشغولاً لیله و نهاره بالمطالعة والتألیف والتدریس فی الفقه والأصول، کان زاهداً فی الدنیا معرضاً عنها حتى عن الکلام فی أمورها العادّیة».
  • شیخ آقا بزرگ تهرانی نیز می گوید: «من أکابر العلماء المحققین و من مشاهیر مراجع عصره، کان هو من أجلة الفقهاء و أفضل الأعلام. هو من أزهد أهل عصره و أورعهم و أتقاهم، کان فی غایة الإعراض عن الدنیا والزهد فیها کما کان على جانب عظیم من طهارة القلب و سلامة الذات والبعد عن زخارف الدنیا».
  • شیخ محمد حرزالدین که بعد از شنیدن آوازه علم و تقوای او به حضورش شتافت می‌گوید: «... آقا رضا همدانی در ردیف مدرسان درجه اول حوزه نجف بشمار می آمد. هنگامی که آوازه او را شنیدم، خواستم از نزدیک او را بسنجم و هنگامی که با او روبرو شدم، آن شخصیت فرزانه را بالاتر از آن چه شنیده بودم، یافتم. او صاحب نظری ژرف‌نگر و اندیشمندی صائب بود. من او را مردی فقیه، ‌اصولی و متکلم به تمام معنا دیدم. شایستگی او در نوشتن و تصنیف زیباتر و متین‌تر از تدریس وی بود. هر کس که در بحث و درس‌های او حاضر شده باشد و به درستی و با انصاف اظهارنظر نماید، به این سخن معترف خواهد شد».
  • آیت الله بهجت: «مرحوم آقا رضا همدانی با آن همه مقامات علمیه‌اش می‌گویند: بسیار متواضع بود. از بعضی از شاگردانش شنیدم که می‌گفت: با همه متواضع بود، اما نسبت به علمای هم‌ردیف معاصرش خاک بود! مرحوم آقای شیخ‌الشریعة اصفهانی در تشییع جنازه ایشان فرمود: حالا می‌گویم، افقهِ اهل عصرش بود! یعنی حالا و بعد از فوت که دیگر مانعی از اظهار اعلمیت او نسبت به دیگران نیست. علم و فضل حاج آقا رضا همدانی رحمه‌الله بعد از وفاتش ظاهر شد».
  • مرحوم مدرس تبریزی صاحب ریحانة الادب: «مولانا حاج آقا رضا بن محمد هادى ‌... عالم عامل فقیه کامل متکلّم متبحّر محقّق مدقّق عابد زاهد، از اجلّاى علماى امامیّه و فقهاى اثنى عشریّه اوائل قرن حاضر چهاردهم هجرت، در اخلاق فاضله طاق ... تألیفات منیفه او مرجع استفاده فحول و بهترین معرّف مقامات عالیه‌اش می باشند».

ویژگیهاى اخلاقى‌

آقا رضا همدانی به جاى گفتار با عمل خویش به مردم و شاگردانش درس اخلاق و تعبد به دستورات دینى را مى‌داد. در تمام زندگیش کسى از او لغزش یا گناه صغیره‌اى را مشاهده نکرد و این تأثیر بسزایى در شاگردانش داشت.

در هیچ مجلسى کسى از او غیبتى نمى‌شنید و اجازه نمى‌داد در مجلس او غیبت شود و با طرح مباحث علمى از غیبت دیگران جلوگیرى مى‌کرد. اگر طلاب از کسى حرفى مى‌زدند تا او وارد مى‌شد سکوت مى‌کردند و ادامه نمى‌دادند.

ساده زیستى از خصوصیات بارز او بود. قبل و پس از مرجعیت در روش زندگى و مسکن و خوراک و پوشاک او تغییرى دیده نشد. احتیاجات و مواد مورد نیاز خانه را خودش خریدارى مى‌کرد. او در ابتداى زندگى در نجف اشرف در خانه کوچکى در فقر و سختى زندگى مى‌کرد و حتى بعد از مرجعیت، وضع زندگیش تغییرى نکرد و این وجوهات را به مستحقین مى‌داد. اگر چه در آن زمان مرسوم بود که شبها در جلوى علما و بزرگان چراغى را به حرکت درمى‌آوردند، اما آقا رضا حاضر به این کار نبود و در شب و روز به تنهایى راه مى‌رفت.

از خصوصیات دیگر او تواضع بیش از حد او بود. با شاگردان و نزدیکانش طورى مى‌نشست که گویا یکى از آنان است. از شهرت و خودنمایى دورى مى‌کرد. او شهرت را مکروه می دانست و جز در امور لازم مربوط به دین و دنیا، انزوا را دوست داشت. در روزهاى عید نمى‌نشست تا به دیدار او بروند.

خیلى زاهدانه لباس مى‌پوشید به طورى که کسى تشخیص نمى‌داد او از مراجع است. هر کس بر او وارد مى‌شد او مى‌ایستاد و حتى در بین تدریس اگر طلبه‌اى وارد مى‌شد مى‌ایستاد در حالى که دیگران نشسته بودند.

صاحب أعیان الشیعة مى‌گوید: یکبار که من قصد داشتم بدون وسیله و مرکب براى زیارت به کربلاى معلى حرکت کنم، آقا رضا همدانى به من گفت: من غبطه مى‌خورم که شما پیاده براى زیارت مى‌روید، اى کاش من هم قدرت داشتم و پیاده براى زیارت مى‌آمدم. هیچوقت دوست نداشت در موقع مسافرت کسی او را بدرقه کند. اکثر اوقات خود را به عبادت و مطالعه و تألیف مشغول بود.

وفات

آیت الله آقا رضا همدانی بعد از سال‌ها تلاش در راه کسب دانش، ترویج معارف شیعی، پرورش ده‌ها دانشمند و فقیه برجسته و آفریدن آثاری ارزشمند، در روز یکشنبه ۲۸ صفر ۱۳۲۲ هـ.ق در اثر ناراحتی سینه (بیماری سل) در شهر سامرا به دار باقی شتافت. پیکر پاک این فقیه وارسته در جوار بارگاه ملکوتی امام هادی و امام حسن عسکری علیهم السلام و مقابل قبر حضرت حکیمه خاتون (دختر امام جواد علیه السلام) به خاک سپرده شد.

پانویس

  1. اعیان الشیعه، ج ۷، ص ۲۰.
  2. مصباح الفقیه، مقدمه، ص ۳۸.
  3. الذریعه الی تصانیف الشیعه، ج ۲۵، ص ۴۹.
  4. همان، ج ۲۱، ص ۱۱۵ـ۱۱۶.
  5. این کتاب منسوب به امام رضا علیه السلام است و بزرگانی مثل مولی مهدی نراقی، علامه مجلسی، میرزا عبدالله افندی محقق نراقی و سید مجاهد و شیخ بحرانی، این کتاب را تأیید کرده‌اند و معتقدند که در سال ۲۰۰ هجری به خط امام رضا علیه السلام نوشته شده است، در مکه معظمه نسخه‌ای از آن به خط کوفی موجود است. اما مرحوم شیخ حر عاملی، وحید بهبهانی و سید حسن صدر و آقا رضا همدانی این انتساب را نمی‌پذیرند،‌ و هر گروه برای خود دلائلی دارند. این کتاب در ۴۱۱ صفحه در سال ۱۴۰۶ هـ.ق توسط کنگره آن حضرت چاپ شده است.
  6. أعیان الشیعة، ج۷، ص۱۹.
  7. نقباءالبشر، ج۲، ص۷۷۶-۷۷۸.
  8. معارف الرجال، ج ۱، ص ۳۲۳.
  9. در محضر بهجت، محمدحسین رخشاد. نشر سما. قم. ج۱، ص ۳۳۶.
  10. ریحانة الادب. محمدعلی مدرس تبریزی. کتابفروشی خیام. تهران. ۱۳۶۹ش. سوم. ج۶. ص ۳۷۷.
  11. معارف الرجال، ج ۱، ص ۳۲۳.

منابع

  • گلشن ابرار، جلد۳، زندگینامه "آقا رضا همدانی" از عبدالکریم پاک نیا.
  • "حاج آقا رضا همدانی"، دایرة المعارف طهور، بازیابی: ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۳.
  • نرم افزار اصول فقه، مرکز نور.